درمیان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، دو نوع نگاه به «براندازی» وجود دارد که باید از یکدیگر تمایز داده شوند:
۱. برانداز حقیقی و برانداز مشروط.
۲. برانداز حقیقی کسی است که اولویت او پایاندادن به نظام جمهوری اسلامی است.
صرفنظر از اینکه حکومت بعدی دقیقاً مطابق با دیدگاه سیاسی خودش باشد یا نه. او به اراده مردم باور دارد و نتیجه را به انتخاب جمعی میسپارد. در مقابل، برانداز مشروط تنها زمانی خواهان تغییر است که نتیجهٔ نهایی در چارچوب ایدئولوژیک مورد نظر خودش باشد. این رویکرد مشروط، در لحظههای تعیینکننده، نه قابل اعتماد است و نه سازنده. ایرانیان خارج از کشور میتوانند نقش کلیدی در تقویت صدای مردم ایران، جلب حمایت جهانی، و تسهیل روند گذار ایفا کنند. این نقش زمانی مشروع و مؤثر است که در خدمت جنبشی باشد که رهبریاش از داخل ایران برخاسته و خواستههای واقعی مردم را بازتاب میدهد. تجربههای پیشین نشان دادهاند که حرکتهای جناحی و پراکنده در خارج از کشور، بدون درک توازن سیاسی جهانی و داخلی، راه به جایی نبردهاند. بسیاری از تلاشها زمانی شکست خوردند که گروهی با نگاهی محدود، مخالفان خود را نادیده گرفتند و ناگهان با دیواری از مقاومت سیاسی در غرب مواجه شدند. صرفاً به این دلیل که آن سیاستمدار یا نهاد، همسو با جریان دیگری بود. برای عبور از بنبستهای موجود، به یک نیروی میانی نیاز است. مستقل از جناحبندیهای چپ و راست. این نیرو نه باید بر ایدئولوژی خاصی بنا شود و نه به قدرتطلبی گروهی خاص گره بخورد، بلکه باید نماینده خواست عمومی مردم باشد و بتواند با شفافیت، عقلانیت و مشروعیت عمل کند. این نیروی تازه میتواند از دل ائتلافهایی شکل بگیرد که فعالان، چهرههای ملی و نهادهای مدنی را گرد هم میآورند. با یک هدف مشخص: ارائهٔ طرحی برای گذار مردمی، عملگرا و قابل دفاع در سطح بینالمللی.
در این مسیر، نقش ایرانیان خارج از کشور بهروشنی در دو محور تعریف میشود:
۱. رساندن صدای براندازان داخل ایران به گوش جهانیان.
۲. حمایت از یک طرح ملی و واقعگرا برای گذار
طرحی که بر پایهی خواست عمومی بنا شده باشد، از مشروعیت داخلی برخوردار باشد و بتواند در سطح بینالمللی نیز پذیرش و همراهی جلب کند. چنین مسیری، با تکیه بر خرد جمعی و ظرفیتهای عملی جامعه، میتواند به پشتوانهای قابل اتکا برای آیندهای مشترک تبدیل گردد. آیندهی ایران زمانی به همه مردم تعلق خواهد داشت که طرح گذار نیز از همه مردم نمایندگی کند. اگر امروز نتوانیم حول یک نقشهراه مشترک گرد هم آییم، فردا حتی فرصت اختلافنظر هم نخواهیم داشت.

